1...2...
1- در جستجوی نیمه ی گمشده !
خانم محرابی می گه : من و مامانم وقتی برای داداشم می ریم خواستگاری ، اول از همه به ناخنهای دختره نگاه می کنیم اگه ناخنهاش سوهان زده و مرتب باشه ، در مورد دختره فکر می کنیم در غیر این صورت وقتمونو تلف نمی کنیم !
همسایه مون می گه : ما وقتی می خوایم بریم خواستگاری ، اول به زنگ خونه ی خانواده ی دختر نگاه می کنیم ، اگه کثیف باشه می فهمیم آدمهای شلخته ای هستند !
یکی از فامیلها می گه : من وقتی برای پسرم می رم خواستگاری ، اول از همه به پاشنه ی پای دختره نگاه می کنم ، اگه پاشنه ی پاش ترک داشته باشه ، عقب عقب برمی گردم .
خانم
رستمی می گه : اگه خانواده ی خواستگار بگن ساعت 5 میایم خونه تون و به جای
ساعت 5 ، ساعت پنج و ربع بیان ، بی بر و برگرد ، عذرشون رو می خوایم !
2- عشق در نگاه اول !
پی نوشت :
من همیشه تو قورمه سبزی ، قلم گوساله میندازم و چند لحظه قبل از کشیدن ، بیرونش میارم .( شما هم امتحان کنید خیلی خوشمزه می شه ) دیشب می خواستم قلم رو بیرون بیارم ، اما در آخرین لحظه ، قلم تلپی از بالا افتاد تو قابلمه و روغن قورمه سبزی پاشید به موکت و پرده و گاز و همه چی رو چرب و چیلی کرد ! به خاطر این خراب کاری ، تا یک ساعت مجبور شدم بشور و بساب کنم ! بعد از یک ساعت ، با وجود اینکه خیلی خسته و کوفته بودم گفتم کاش می شد گنده کاریها رو همیشه اینقدر راحت رفع و رجوع کرد !
